تبليغاتX
< ناز ایل آریایی

ناز ایل آریایی

شرقی ترین حادثه ای که رخ داد...

دو سه ماهی هست که درست حسابی اینجا نیومدمو از این دنیا بی خبرم...

یه خورده خیلی زیاد فکرم مشغول اول واسه درسمو اینکه یه مدتی مجبورم تنهایی زندگی کنم واین برام که همیشه به نوعی خانوادم ساپورتم بودن جالب اما ناراحت کننده است .ازطرفی نبودنم تو جمع دوستای خیلی خوبم تو خانه ی ترانه برام سخته هر چند که قبلا هم این اتفاق افتاده بود اما فکر میکنم این دوری یکم طولانی تر باشه وتحملش سخت تر !

اما به هر حال امیدوارم که زیاد بهم سخت نگذره .

جدای از مسائل شخصی یه اتفاق خیلی خوب هنری به نوعی از طرف خودم بعد از سالها مشورت و گفتگو وبالاخره موافقت مشاورین خیلی خوب در این زمینه بزودی می افته که امیدوارم کمک بزرگی به همه دوستان ترانه نویس خانوم باشه و واقعا امیدوارم که مفید واقع بشه وفعلا در همین حد!

وقبل از اینکه دوباره شکو ه وشکایت وازجمهوری اسلامی شروع کنم یه تشکر کوچولو استثنا از نیروی انتظامی بابت مبارزه با اراذل داشته با شیم گویا مسئولین امر این بار به درستی خواب نما شدن و بالا خره فهمیدن کجای کار میلنگه !

می خوام از دو سه ماه پیش شروع کنم هر چی که می خواستم اون موقع بگم الان بگم اصلا هم مهم نیست که دیره یا شما حوصله ندارین ببخشیدا!

بنزین که سهمیه شد عین مرده هایه چندین و چند ساله شده بودم اصلا نمی دونستم باید بخندم یا گریه کنم.شایدم یادم نمی اومد که چه جوری می خندن یا گریه چیه !راستشو بگم به جای خیلیا خجالت می کشیدم به مردم نگاه کنم !پیش نگاه بهت زده ی مردم پشت صفهای چند مایلی پمپ بنزین رنگ عوض می کردم انگار من باعث این همه غم و افسوس تو نگاه مردم شده بودم شاید درکش واسه خیلیاتون سخت باشه ولی تا حالا این طوری  خجالت زده نبودم!

خیلی دلم می خواست که مسئولین اندوه چشمای مردمو می فهمیدن وقتی که غریبانه به چهره ی آشناشون نگاه می کنن !

به مرگ گرفتن که به تب راضی شیم !از نرخ بالای بنزین تا بنزین بی چونو چرا خیلی فرقه نه!

نمی دونم واسه سهمیه بنزین ناراحت باشم یا واسه مبارزه با اراذل اوباش خوشحال !دچار سردرگمی شدم محیط زندگیم خیلی اذیتم می کنه!اصلا آدم سیاسی نیستم ولی بعضا بیشتر مواقع همیشه چالشهای اجتماعی اذیتم می کرد الانم نشستم کارای آقای رادان و تو افکارم بررسی می کنم به عمق نگاه همشهری هام فکر می کنم .

البته تو این روزهایه بی خبری روزای سیاه سفید زیاد داشتم اما انقدر الان افکارم شلوغه که بهتره بگم سرم مثل صف پمپ بنزین شلوغه و پر از افکار پرتو پلا به چیزایی فکر می کنم که هیچ تاثیری در آینده ام نداره!

هفته ای که گذشت خیلی بهم خوش گذشت وبعد مدتها در کنار دوستان قدیمی خاطراتو مرور کردیمو به یاد روزای شیرین جوونی خندیدیم . یه هفته ای بود که داداشم به همراه عیال و بچه اش همسفر شمالمون بودن از شما چه پنهون غریبه که تو جمعمون نیست با وجود برادر زادام روژان تو خونمون دچار کمبود محبت شدم اصلا دیگه تو این خونه جای من نیست سر خورده شدم اصلا من از اینجا میرم !میرم دختر فراری میشم کراکی میشم تا قدرمو بدونن اینطوری بهتره. بعد می گن چرا جوونا از خونه فرارین چرا معتادن خوب همین کارا رو میکنین دیگه آخه من دردمو به کی بگم عین یه هفته که روژان باهامون بود مامانم هر روز که ازبیرون میومد براش عروسک می خرید پس من چی آخه !اصلا من میزارم از اینجا میرم بنزینم که سهمیه شده ماشینمو می فروشم ا ز ایران میرم( تابلو این هفته خیلی بهم خوش گذشته حالم اصلا خوش نیست )

وقتشه بگی زهر مار !!!


یه داستان واقعی جهت خالی نبودن عریضه میزارم تا شماهم متوجه شین که چرا میگم پرازدغدغه شدم شاید درکم کنین:

 

پدرم سه تا زن داشت:

 

ماهمیشه به این فکر می کردیم که چرا چراغی که به خونه رواست تو مسجد سوسو میزنه!با حسرت به دارایی های پدر خیره بودیمو تو نداری هایه خودمون دست و پا میزدیم وچشم به دهن کلاغه دوخته بودیم تا یه بار هم که شده یه خبری بهمون برسه و از سر شادی یه برقی توچشامون... که نشد که بشه!

تا اینکه کم کم خبر رسید که پدر باه زن اجنبی ژاپنی ازدواج کرده و برایه محکم کاری هم که شده چاههایه نفت دریای خزر رو مهرش کرده باور نکردنی بود اما حقیقت داشت حقیقت داشت که به هق مسلم پدر به از دست دادن جاده ی در دست احداث شمال ختم شد خیلی دلگیر شدم آخه تو گذشته خودمو خاطراته مامانم هیچ وقت از این همه کم لطفی با خبر نشده بودم به خاطر همین سعی کردم به خودم بقبولونم که خیلی پدرایه دیگه بودن که سالها پیش از این سرویسا می دادن مثل توتون وتنباکو عقد قرار داد تالبوت کمی خودمو راضی کردم!

سالها وروزها یکی پس از دیگری می گذشت وما تو لجن زار زندگی گم شده بودیمو با برادرها وخواهرم دنبال کسب حلال آواره ی چهار راها شده بودیمو هر روز چشممون به چراغای سرخ وسبز راهنما بود که حکم زنگ پول و برامون داشت تا اینکه منو بچه هاکم کم  پشت این چراغا قد کشیدیمو بزرگ وبزرگ تر شدیم اما هنوز طبق عادت کودکی منتظر کلاغا بودیمو یه روز یه کم خاکستری دوباره باخبر شدیم که پدر هنوز بی خیا ل حق مسلم نشده وفیلش یاد هندوستان کرده ودیگه زنای شرقی کفاف تکاملشو نمیده چشم به افق دور داره که شاید ...

بله  خانوم انگلیسی خیلی محترمانه وارد زندگیمون شد به اعضای این هم خوابگی تقاضای 85%طلاهای معادن پدری را که میراث نیاکانمون بود کرد بله جونم براتون بگه که تمام معدنهای طلایی که سینه به سینه اجدادمون می چرخید مهر زن غربی پدر شد!ماهها وسالهای انتظار به کندی می گذشتنو می گذرندو ما هنوز از حال پدر بی خبریم ومنتظر شریک بعدی پدریم

برادران وخواهرانم همه دور از چشم پدر بزرگ شدن یکی از آنها که بسیار فاضل و ادیب بود وبه علت بیکاری و ضعف جسمانی که از استنشاق گاز خردل در سالهای نچندان دورحاصل شده بود در تنهایی خود در گذشت.

برادر دیگرم متاهل بود و یه خونه ی استیجاری ویه خودروی لیزینگ داشت وبا آن امرار معاش می کرد خیلی وقت از ش بی خبرم نمیدونم با سهمیه بنزین چه طور شکم 4 نفرو سیر میکنه وقسط ماشین واجاره ی خونه رو پرداخت می کنه !

بنده هم از همون ساله دنبال واژه ای می گردم تاخیلی راحت بگم که بنده به علت نداشتن سهمیه بنزین کافی جهت تامین سوخت وسیله ی نقلیه ی خود و نداشت کار ومسکن مناسب :

1 خودروی سواری خود را به مزایده گذاشته

2در خصوص معذل دوم زندگی ام تقاضای 18 ملیون وام جهت ودیعه مسکن حول وحوش 40 متر در محدوده ی خانی آباد نو را دارم!

 در آخر هم از شما خواننده ی عزیز تقاضا دارم همسر آینده ی پدرم را با هر ملیتی که صلاح می دانید معرفی کنید می خواهم در بازار یابی این امر خیر مفید واقع شم تااز این راه چرخ زندگی ام  بچرخد!

 


 

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 10:0 توسط الناز نوربخش |


همه ی هستی من آیه تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
بهسحرگاه شکفتن ها ورستنهای ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه کشیدم ،آه...


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

هفته سوم تیر 1388

هفته دوم تیر 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385


Links

فروغ فرخزاد
ایرج جنتی عطایی
فائقه آتشین
فرید زولاند
گل سرخ ترانه
پیله های شیشه ای
المیرا آقا زاده
اسماعیل مهران فر
مونا برزویی
حسن علیشیری
مریم اسدی
ونوس رستمي
مهرداد فلاح
فرزانه مرادي
علي کلانتر
مونا زنده دل
امين بزازان
شیدا جهان بین
ميثم يوسفي
آلوچه خانوم و آقای همخونه
محسن آزادی
ماندانا
روزبه آزادی
مینو ابراهیمیان
رضا صدیق
لیلی نیکو نظر
غلامحسین شرفی
سيامك پيشداديان
نیلوفر کولیوند
سیامک رجاور
سمانه(شاسوسا)
محمد رضا شیرزاد
لیلا ناظمی
مصطفی خندان
حسین متولیان
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :